سلام و خدافظی رو با هم میکنم !!!



تا اطلاع ثانوی آخرین آپی که دارم ...

به خاطر یه سفر کاری مهم که در پیش دارم ، یه مدت نت نمیام ، تو این مدت دلم واستون تنگ میشه دوستان اما هیشوقت فراموشتون نمیکنم ، از تک تکتون قدر دانی میکنم و واستون آرزوی خوشبختی دارم ، امیدوارم سایه ی کسایی که بهتون لطف دارن از سرتون کم نشه
با دوستان مروت ، با دشمنان مدارا
راستی عزیزان انتظار دارم فراموشم نکنین ، اگه عمری به این دنیا داشته باشم ، به محض اینکه قدم تو خاک وطن گذاشتم خبرشو میدم بهتون ، یه سفر کاری مهم خارج از کشوره دعا کنین واسه موفقیتم ...

دلم نمیخواد این آپ آخری رو تموم کنم ، دوس دارم بنویسم واستون :
گوهر خود را نزن بر سنگ هر ناقابلی
صبر کن گوهر شناس قابلی پیدا کنی
یه شعر در وصف پیری تو اوج جوونی و پیر مرد ، امیدوارم خوشتون بیاد :
رفیق من سنگ صبور غم هام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیشکی نمی فهمه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونم و دل زده از لیلیا ، خیلی دلم گرفته از خیلیا
نمونده از جوونیام نشونی ، پیر شدم پیر تو این جوونی
پیر شدم پیر تو این جوونی
تنهای بی سنگ صبور، خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست ، موندی و راه چاره نیست
اگرچه هیچ کس نیومد ، سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش ، طاقت بیار و مرد باش
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست
اگر بیای همونجوری که بودی ، کم میارن حسودا از حسودی
صدای سازم همه جا پر شده ، هرکی شنیده از خودش بی خوده
اما خودم پر شدم از گلایه ، هیچی ازم نمونده جز یه سایه
سایه ای که خالیه از عشق و امید ، همیشه محتاجه به نور خورشید
همیشه محتاجه به نور خورشید...
تنهای بی سنگ صبور، خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست ، موندی و راه چاره نیست
اگرچه هیچ کس نیومد ، سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش ، طاقت بیار و مرد باش
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست

بازم میگم تنهام نذارین که دلم از تنهاییم خونه ، جای خالی عشق رو بد جور تو زندگیم احساس میکنم ... دلم پره از زندگی ... عاشق کسی نیستم و خوشحالم ...
( خیلی ها فکر کردن عاشقم )
نمیدونم ، شایدم باشم اما حسی ندارم که ناشناخته باشه و بشه اسمشو گذاشت عشق !!!

بازم معذرت میخوام اگه به خیلی هاتون نتونستم سر بزنم و شاید زیاد منتظر گذاشتم و شاید ناراحتتون کردم و به روم نیاوردین و مراعات پیریم رو کردین 


پیر مرد تنها ...
نظر خواهی رو فعال گذاشتم تا هر چه می خواهد دل تنگت بگو ، تا حالا هیچ کامنتی رو پاک نکردم لزومی نداره پس از تائید باشه







راستی دوستان موبایلمو با خودم نمیبرم
+حرفای دل یه پیر مرد در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 و ساعت
2:19 |